
شاید در روز تولد گلزن استقلالی ها مروری کوتاه بر آنچه بین او و استقلال گذشته بهترین کار ممکن باشد.
وقتی نظاره گر هنرنمایی او در استقلال اهواز بودیم هم حس غریبی خبر از استقلالی بودن او می داد و انگار مطمئن بودیم او،شوت هایش و حرکاتش را در استقلال خواهیم دید.
در لیست خرید استقلال،کنار نام میلاد اینبار تیک خورده بود و او در آن روزهای تاریک استقلال که همه ناامید از شروع فصل بودند چراغی پرنور بود که بعدها این چراغ تبدیل به ستاره ی بی چون و چرای آبی ها شد تا جایی که گل هایش یکی پس از دیگری کاندیدای انتخاب شدن به عنوان بهترین گل می شد تا اینکه نگاه های مشوش هواداران پای گیرنده ها،اضطراب و استرس کادر فنی،عصبی بودن بازیکنان بعد از آن اتفاق کابوس وار و هزاران صحنه دیگر از لحظه ای خبر می داد که حتی یادآوری آن هم زجر آور است.
بازیکن ملوان بندر انزلی او را مجبور به خانه نشینی ای کرد که برای میلاد خیلی گران تمام شد و در بهترین دوران ورزشی اش مجبور به نگاه اجباری به مستطیل سبز گردید و دیگر با حرکات منحصر به فردش نمی توانست این پیام را منتقل کند که توپ به پایش چسبیده است تا اینکه شرایط فعلی مهیا شد.
حال دیگر از شعار” واویلا،واویلا” گرفته که نوای صدا زدن اوست تا نیاز استقلال به وجود او، همه و همه فقط میلاد را می طلبد و او هم باید با پشت سر گذاشتن پس لرزه های مصدومیت بتواند دوباره همگان را به مقایسه خود با کریستیانو رونالدو وادارد.
پر واضح است که پسر مسجد سلیمانی می داند هوادارانش دیگر احساس خستگی می کنند بس که درون زمین به دنبال آن میلاد اعجوبه گشتند در حالی که انگار آن میلاد در گرداب انزلی گم شده و تا الان پیدا نشده است و همه ی این ها را کنار این بگذارید که استقلال ستاره می خواهد و عملکرد او در روزهای اوجش راهی جز ستاره خواندنش باقی نمی گذارد پس باید جان بگیرد، خودش باشد و سحر کند.
آنقدر شایستگی دارد که اگر بخواهیم او را به ضربات آزادش محدود کنیم در حق او کوتاهی کرده ایم ولی او خوب می داند جز ضربات آزادش تا به اینجای رقابت ها بیشتر شبیه سایه ای از میلاد همیشگی بوده و باید در شرایط فعلی فراتر از قبل باشد زیرا که با شروع بهمن ماه،استقلال سخت به او نیاز دارد و باید با به فراموشی سپردن مصدومیت و دوران بعد از آن،فصل دوم سریال گل های خود را کلید بزند.
یادگار از روزهای خوبش بسیار داریم و برای همین هم محبوبیت او نزد هواداران بی اندازه شده است.
صد البته ستاره ساختن از یک بازیکن با استعداد به هیچ وجه گناه نیست اما میلاد هم باید بداند که از او انتظار نمی رود که به یکباره خارق العاده شود اما لااقل این رسم تبدیل به عادت شده ی فوتبال بی قانون که بیشترین غصه نصیب طرفداران است را نقض کند و ستاره ای نباشد که انگیزه ی اصلی خود یعنی طرفدارانش را بخاطر عدم تمرکز و یا نا امیدی از یاد ببرد.
میلاد می داند ذکر هوادارانش این است که باز هم می خواهیم صدایت کنیم تا برایمان دستی تکان دهی،سمت ما بیایی و گلی بزنی که با شادی ات شاد شویم.
آقای میداوودی با اینکه پس از مصدومیتت روز به روز بهتر شده ای اما ما هر چه سریع تر همان میلاد را می خواهیم که در طی کردن راه محبوبیت برای خودش نابغه ای به شمار می آید.
آقای میداوودی تو هنوز در دربی هم گل نزده ای که برای محبوبیتت توجیهی داشته باشیم یا حتی چندین فصل کنارمان نبودی ولی حال محبوبیت بی حد تو غیر قابل انکار است.
تو یکی از امیدهایی هستی که تیم را در مواقع لزوم یک تنه نجات دهی و اینرا هم می دانی که میان تمام فصل ها این فصل اهمیت خاصی برایمان دارد و تو باید خودت باشی.
ما هم همان واویلا واویلا را همراه نامت سر می دهیم که شاید تو هم همین را توشه ی رشد چشمگیری قرار دهی که از میلادمان انتظار داریم و شاید این رشد تا فراتر از حد اوج قبلی پیش برود.
اما حال می خواهیم سنت شکنی کنیم و در روز تولدت از تو خواسته ای داشته باشیم.
تنها خواسته ی ما از تو همان آبی شدن است..
پس جان بگیر.
